روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

14

شرح شطحيات ( فارسى )

سه مشكل بود ، و غرض كتاب خود آن بود : يكى اسانيد غريب ، « 1 » و ديگر الفاظ شطحيّات ، و ديگر شرح طواسين ، و آن قسم از همه مشكل‌تر بود . حق - سبحانه و تعالى - بمراد يارى داد ، نفعنا اللّه و ايّاكم فهم ما اشرنا اليه من كلام الراسخين و شرح الشطّاحين . 2 فصل فى بيان خروج ارواح القدسيّة من اكناف افعال القدم بنعت وجدان الحقيقة و المعرفة ( 22 ) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * و به استعين فى جميع الامور . اعلم - بارك اللّه فى فهمك - كه كامن غيب در پردهء عمياء افعالى اگر وراء برج كنگرهء قصر عنصر آيد ، و لطيفه‌ئى در لطيفه‌ئى متلطّف شود ، و جان بىنشان در ديدهء تفكّر درآيد ، بىبهتت تحيّر ، بىتمكين تكلّف ، از نهاد اصلى كه كلفت كون است خويشتن را طلب كند ، از پردهء سادگى در عالم تمويه صور عالم علل بگردد . بعد از ترقّى بحبل از رنگ خدعت بگذرد ، بنور استعداد استكمال علم طلب كند ، تا خود كيست و از بهر چيست ، وجودش با وجودش سخن گويد . ديده در ديده آيد ، سمع در سمع ، جان در جان ، بىاحكام عقل در غيم « 18 » نكره ، خود را بىپاى و سر بيند . لطيفهء اصلى به جنبش درآيد ، خود را گويد كه تو كيستى ؟ عقل از راه شواهد درآيد و ادراك بر مراكب افكار نشاند ، و در بيابان بىمعرفتى

--> ( 1 ) غريب S : + بود M ( 18 ) غيم نكره S : رك صفحهء 16 سطر 2